محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )
115
أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )
يمن ومصر است . داراى مسجدى گرانمايه [ در بازار ] مىباشد ، ولى آب را از راه دور مىآورند . با آنكه آب انبارها بسيار دارد از آب در تنگنا هستند . فارسها در آنجا بسيار شدهاند وكاخهاى شگفتانگيز دارند ، كوچههايش راسته وزيبا است ولى گرم است . امج : كوچك است وپنج دژ در آن هست كه دو تا از سنگ وسه تا با گل ساخته شدهاند . مسجد جامع آن در بالاى راه است ، خليص بدان چسبيده كه يك آب أنبار وكاريز وخرما وكشتزار وسبزه دارد . سوارقيه : دژهاى بسيار وباغها وكشتزار وچارپايان فراوان دارد . فرع وسيره : دو دژ هستند كه هر كدام يك مسجد جمعه دارد . جبله : بزرگ است تجارتخانهها دارد ، بيرون آن دژى استوار به نام مهد « 1 » هست * مهايع : مانند جبله بر درههاى سايه است . حاذه : شهري زيبا از آن بكريان است ، چند دژ بزرگ ، يك جامع پهناور دارد . [ دية أبو بكر خليفهء أول بوده است ] . يثرب : شهر پيامبر است ، ومن آن را به سبب شهرهاى مهمّ پيرامنش وحومهاى كه دارد ، ناحيت خواندم . كمتر از نيم مكة است ، بيشتر آن را باغها ، نخلستانها ، ديهها فرا گرفته است ، اندكى كشتزار وآبى گوارا دارد . نزديك دروازهء شهر آب انبارهائى گود ساخته شده كه آب كاريزها [ كه هر يك از ديگرى گواراتر است ] بدانها ريزد ، پس با پلكان به پائين آنها مىرسند . عمر خطاب كاريزى را به در مسجد رسانيد ، كه اكنون
--> ( 1 ) ياقوت 2 : 324 : 21 .